تبليغاتX
ღ به دنبال دل ღ






















ღ به دنبال دل ღ

به نام ایزد یاس

 

نوشته شده در دوشنبه 17 مرداد1390ساعت 19:45 توسط شادی| |

 

تقدیم به همه بامعرفتهای روزگار!

روزگارت بر مراد

روزهایت شاد شاد

آسمانت بی غبار

سهم چشمانت بهار

قلبت از غصه به دور

بزم عشقت پر سرور

بخت و تقدیرت قشنگ

عمر شیرینت بلند

سرنوشتت تابناک

جسم و روحت پاک پاک

...

یه خواهش:سرنمازهاتون  واسم دعاکنین

نوشته شده در یکشنبه 19 تیر1390ساعت 17:43 توسط شادی| |

سلام به همه

خوبین؟ خوشین؟

سلامتین؟

واقعا دلم واسه همه تون تنگولیده بود(اینو از ته قلبم میگم)

ممنونم از همه کسایی که

 به یادم بودن

بهم سر زدن

و دوسم داشتن!

دوماهی میشه نیومدم وب

فکرنکنین فراموشتون کردم(نه به خدا)

سرسفره هفت سین - لحظه تحویل سال واسه همتون دعا کردم

که: ایشا... سال خوبی داشته باشین .دم بختیا ازدواج کنن تا ما مجردا شانس بیشتری داشته باشیم!

نیومدنامو رو حساب بی معرفتی نذارین

سعی میکنم ازین به بعد حداقل هفته ای یه بارو بیام

 

 

فراررر کنیییییییییییییییییییننننننننننننننن

آخه

بازم قراره آوار شم سرتون!

نوشته شده در سه شنبه 7 اردیبهشت1389ساعت 9:39 توسط شادی| |

 

سلام به همه

ممنونم خیلی تو این مذت نبودم بهم لطف داشتین

خوشحال میشم نظرتونو راجع به این عکس بدونم.اولین حسی که بد از دیدنش بهتون دست داد!

نوشته شده در سه شنبه 27 بهمن1388ساعت 13:43 توسط شادی| |

سلام به همه.ولنتاينتون پيشاپيش مبارك

نوشته شده در سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 1:11 توسط شادی| |

 

گاهي گمان نميكني ولي مي شود
                         گاهي نمي شود كه نميشود!


گاهي هزار دوره دعا بي اجابتست
                          گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود!


گاهي گداي گدايي و بخت يار نيست
                          گاهي تمام شهر گداي تو ميشود!

 

التماس دعا


دو تا وب دیگمم آپن ، خوشحال میشم اسمتونو اونجام ببینم

snow  star و sparkle

www.sparkle.loxblog.com
www.snow-star.blogfa.com

نوشته شده در سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 0:21 توسط شادی| |

unknown-lo0over.blogfa.com

خاطرم نیست تو از بارانی

                                  یا که از نسل نسیم

هرچه هستی گذرا نیست هوایت،بویت

  فقط آهسته بگو

                         ... با دلم می مانی

 

نوشته شده در یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 19:36 توسط شادی| |

 

سحر با باد مي گفتم حديث آرزومندي
خطاب آمد كه واثق شو به
الطاف خداوندي


دعاي صبح و آه شب كليد گنج مقصود است
بدين راه و روش مي رو كه با دلدار پيوندي


قلم را آن زبان نبود كه سرِّ عشق گويد باز
وراي حد تقرير است شرح آرزومندي


درين بازار اگر سوديست با درويش خرسندست
خدايا منعمم گردان بدرويشي و خرسندي

«حافظ»

نوشته شده در چهارشنبه 23 دی1388ساعت 9:50 توسط شادی| |

 

اي مهربانتر از من،

- با من .

در دستهاي تو ،

آيا كدام رمز بشارت نهفته بود ؟

كز من دريغ كردي .

 

تنها تويي،

مثل پرنده هاي بهاري در آفتاب

مثل زلال قطره باران صبحدم

مثل نسيم سرد سحر،

- مثل سحر آب

آواز مهرباني تو با من ،

در كوچه باغهاي محبت،

مثل شكوفه هاي سپيد سيب،

ايثار سادگي ست .

 

افسوس !

آيا چه كس تو را،

از مهربان شدن با من،

مايوس مي كند ؟

 

«حمید مصدق»

نوشته شده در شنبه 12 دی1388ساعت 11:22 توسط شادی| |

 

بارالها

برای همسایه ای که نان مرا ربود نان، 

برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی، 

برای آنکه روح مرا آزرد بخشایش، 

و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق  

میطلبم. 

«دکتر علی شریعتی»

نوشته شده در سه شنبه 1 دی1388ساعت 20:27 توسط شادی| |

 

و شما دو تن، ای خواهر! ای برادر!

ای شما كه به انسان بودن معنی دادید و به آزادی جان! و به ایمان و امید، ایمان و امید!

و با مرگ شكوهمند خویش به حیات ، زندگی بخشیدید

آری  ای دو تن

از آن روز دردناك كه خیال نیز از تصورش می هراسد و دل از دردش پاره می شود،

 چشم های این ملت از اشك خشك نشده است 

توده ما قرن هاست كه در غم شما و در عشق به شما می گرید

 مگر نه عشق تنها با اشك سخن می گوید

                                        ****

ای زینب! ای زبان علی در كام! ای رسالت حسین بر دوش!

ای كه از كربلا می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی

 . ای زینب! با ما سخن بگو

مگو كه بر شما چه گذشت ؟ مگو كه در آن صحرای سرخ چه دیدی ؟مگو كه جنایت در آنجا تا به كجا رسید ؟

 مگو كه خداوند آنروز عزیزترین و پرشكوه ترین ارزش ها و عظمت هایی را كه آفریده است یكجا در ساحل فرات

 و بر روی ریگزارهای تفتیده بیابان طف چگونه به نمایش آورد

 و بر فرشتگانش عرضه كرد تا بدانند كه چرا می بایست بر آدم سجده كنند . .

آری زینب! مگو كه در آنجا بر شما چه رفت؟ مگو كه دشمنانتان چه كردند؟ و دوستانتان چه كردند ؟

آری ای پیامبر انقلاب حسین! ما می دانیم. ما همه را شنیده ایم .

تو پیام كربلا را، پیام شهیدان را، به درستی گذارده ای .

تو خود شهیدی هستی كه از خون خویش كلمه ساختی، همچون برادرت كه با قطره قطره خون خویش سخن می گوید

اما بگو ای خواهر! بگو که ما چه كنیم ؟

لحظه ای بنگر كه ما چه می كشیم ؟ دمی به ما گوش كن تا مصایب خویش را با تو بازگوییم .

با تو ای خواهر مهربان

این تو هستی كه باید بر ما بگریی. ای رسول امین برادر!

ای كه از كربلا می آیی و در طول تاریخ بر همه نسل ها می گذری و پیام شهیدان را می رسانی

ای كه از باغ های سرخ شهادت می آیی و بوی گلهای نوشكفته آن دیار را هنوز به دامن داری!

ای دختر علی! ای خواهر! ای كه قافله سالار كاروان اسیرانی! ما را نیز در پی این قافله با خود ببر

 

برگرفته از حسین وارث آدم اثر دكتر علی شریعتی

« سلام دوست جوونای خودم از همتون التماس دعا دارم»

«فراموشم نکنین»

نوشته شده در دوشنبه 30 آذر1388ساعت 10:15 توسط شادی| |

 

مجنون به ريگ باديه غم هاي خود شمرد

                         ياد زمانه اي كه غمِ دل حساب داشت...

(صائب تبریزی)

 

داره بارون مياد(بالاخره يه بارم پيش بيني اين آقاي اصغري درست از آب در اومد. هم حس خوبيه هم يه جورايي دلم گرفته .دوست دارم برم زير بارون قدم بزنم، گريه كنم، نفس بكشم، ريه هامو از بوي خاك بارون خورده پر كنم و ...)

شايد واستون پيش اومده باشه كه دلتون بگيره بعد ندونين چرا... يه كمم واسه همين كلافم كه چرا اينجوري شدم!

بقول حافظ:

از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست
کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر


چقدر بارون قشنگه

چتر ها را بايد بست...زير باران بايد رفت....عشق را زير باران بايد جست...

نوشته شده در سه شنبه 17 آذر1388ساعت 12:27 توسط شادی| |

به  دور نگاه کن ،

اما به پشت سر نگاه مکن !

آنکس که بخواهد به راز هر عمقي پي برد ،

آخر خود رهسپار اعماق مي شود ...

......

نيچه

(باتشکر از M.M عزیزم

امیدوارم زودتر برگردی دوست مهربونم)


پ.ن : دوتا وبلاگای دیگمم آپن خوشحال میشم بهشون سربزنین:

اسپاركل و ستاره قطبي:

WWW.SPARKLE.LOXBLOG.COM
WWW.SNOW-STAR.BLOGFA.COM

نوشته شده در پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 13:45 توسط شادی| |

 

خدايا تنهام نذار

... صبح را آغاز مي كنم در حاليكه:

 

-مدت عمرم آهسته آهسته كم مي شود و مرگ نزديكتر مي گردد.

-اعمالم چه خوب ، چه بد ، چه كم چه زياد ثبت مي گردد.

-مرگ در پي من است و دست از گريبانم بر نمي دارد.

- آتش دوزخ را به دنبال خود احساس مي كنم و مي بينم.

 

نمي دانم عاقبت  چه خواهد شد.

 امام رضا-عليه السلام-

 

خدايا اميدوارم من و دوستامو  تنها نذاري.

از طرف همه ميگم

خيلي دوستداريم

نوشته شده در دوشنبه 2 آذر1388ساعت 12:54 توسط شادی| |

 

آتشی سرکش و سوزنده هنوز

یادگاری است ز عشقی سوزان

که بود گرم و فروزنده هنوز

           ***

عشقی آنگونه که بنیان مرا

سوخت از ریشه و خاکستر کرد

غرق در حیرتم از اینکه چرا

مانده ام زنده هنوز

          ***

گاهگاهی که دلم می گیرد

پیش خود میگویم

آنکه جانم را سوخت

یاد میآرد از این بنده هنوز

       ***

سخت جانی را بین

که نمردم از هجر

مرگ صد بار به از

بی تو بودن باشد

گفتم از عشق تو من خواهم مرد

چون نمردم ، هستم

پیش چشمان تو شرمنده هنوز

             ***

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت

سالها هست که از دیده من رفتی ، لیک

دلم از مهر تو آکنده هنوز

            ***

دفتر عمر مرا

دست ایام ورقها زده است

 زیر بار غم عشق

قامتم خم شد و پشتم بشکست

در خیالم اما

همچنان روز نخست

تویی آن قامت بالنده هنوز

       ***

در قمار غم عشق

دل من بردی و با دست تهی

منم آن عاشق بازنده هنوز

        ***

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش

گر که گورم بشکافند عیان می بینند

زیر خاکستر جسمم باقی است

آتش سرکش و سوزنده هنوز

«حمید مصدق»

نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 17:0 توسط شادی| |

 

  • بندگي خدا به زيادي روزه گرفتن و نماز گزاردن نيست، بلكه به زيادي تفكر در امر آفرينش است.
  • خاموشي يكي از باب هاي حكمت است.
  • با دوستان فروتن باش،از دشمنان احتياط كن و با مردم گشاده رو باش.
  • سكوت وسيله اي براي جلب محبت ديگران و راهنماي خوبيهاست.
  • سروران مردم ، در دنيا بخشندگانند و در آخرت پرهيزگاران .
  • هديه، کينه ها را از دلها ميزدايد .
  • هيچ پارسايي سودمند تر از دوري از گناهان و خودداري از آزار مومن نيست .
  • در ترازوي اعمال ، هيچ چيز گرانسنگ تر از اخلاق نيکو نيست .
  • هرگز بركسي خشم نگير، از كسي چيزي نخواه و هرچيزي براي خود مي خواهي براي ديگران نيز بخواه.

 

نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 9:42 توسط شادی| |

           

تو راه حلی را برایم سراغ داری ؟

که دیگر نشود اندیشید !

نه به عشق ! نه به رنج ! نه به اضطراب !

عشقی که نمی دانم وجود دارد یا نه !

رنجی که نمی دانم از کجاست !

و اضطرابی که نمی دانم چرا رهایم نمی کند !

                                                            میدانی رفیق ؟

                                                 دلتنگی ام را آرامشی نیست !

نوشته شده در سه شنبه 21 مهر1388ساعت 8:17 توسط شادی| |

 

unknown-lo0over

هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی

                                                که هم نادیده می بینی و هم ننوشته میخوانی

ملول از همرهان بودن طریق کاردانی نیست

                                               بکش دشواری منزل به یاد عهد آسانی

«حافظ»

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 18:32 توسط شادی| |

چارلی چاپلین میگه:

شاید زندگی آن جشنی نباشد

 که آرزویش را داشتی

 اما

حالا که دعوت شدی

زیبا برقص.

South Korean students perform a traditional fan dance during the ISU Grand Prix Figure Skating Final in Goyang

نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 18:18 توسط شادی| |

زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه باید روئید در پس  این باران

گاه باید خندید بر غمی بی پایان...

نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 18:10 توسط شادی| |